کانی، مادهای است طبیعی، جامد و غیرآلی که در ترکیب سنگهای پوسته زمین یافت میشود و دارای فرمول شیمیایی و ساختمان اتمی مشخص است.
برخی کانیها از یک عنصر خالص و بسیاری از آنها از دو یا چند عنصر درست شدهاند. واژه کانی از واژه فارسی کان
گرفته شدهاست که به آن سنگ معدن نیز گفته میشود. بنابراین، کانی به
مادهای گفته میشود که به طور طبیعی از معدن (کان) به دست میآید و معدن
بخشی از پوسته زمین است که در آن به اندازه چشمگیری، کانی یافت میشود.
موادی مانند شیشه، چینی، آلیاژهای گوناگون، که انسان آنها را ساختهاست، و
موادی مانند مروارید، صدف، استخوان، عاج و بسیاری دیگر، که جانداران میسازند، کانی نیستند.
تنها استثنا از این تعریف گرافیت و زغال سنگ است که در حقیقت منبعی آلی دارند ولی در مسیر تکامل خود دستخوش تغییرات بسیار شدهاند و در حقیقت به طور مستقیم ریشهٔ آلی ندارند.
مسالهٔ دیگر یخ است که بیشتر زمینشناسان طبق تعریف آن را کانی میدانند. نفت را نیز گروهی از زمینشناسان کانی میدانند.
حتویات
ویژگیهای کانیها
کانیها همگن اند،
یعنی ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی همهٔ ذرههای سازندهٔ آنها، یکسان است.
برای مثال، اگر یک قطعه هالیت یا نمک خوراکی را به تکههای بسیار کوچکی
بشکنیم، همهٔ ذرههای بهدست آمده، مزهٔ شوری دارند، بهسادگی در آب حل
میشوند و دیگر ویژگیهای نمک را نشان میدهند.
کانیها جامد و بلوریاند: یعنی، ذرههای سازندهٔ آنها براساس نظم و
قانون معینی کنار هم قرار گرفتهاند؛ به نحوی که، همه سطحهای بیرونی یک
کانی، صاف است. شکل بلوری و منظم کانیها از آرایش اتمها و مولکولهای
درونی آنها ناشی میشود.
هر کانی ترکیب شیمیایی ثابتی دارد. برای مثال، پیریتهمیشه FeS۲ و کلسیت CaCO۳ هموارهاست. البته، در برخی کانیها ممکن است نسبت برخی عنصرها تغییر کند. برای مثال، در کانی الوین FeMgSiO۴ ممکن است درصد آهن و منیزیم از بلوری به بلوری دیگر، از ۰ تا ۱۰۰٪ تغییر کند.
برخی کانیها، مانند طلا، از یک عنصر درست شدهاند. البته، طلا کمتر به صورت خالص یافت میشود. بلورهای مکعبی و زرد رنگ طلا، اگر با نقره همراه باشند، روشنتر و اگر با مس
همراه باشند، قرمزتر به نظر میرسند. بسیار از کانیها از دو یا چند عنصر
متفاوت هستند که مادهٔ مرکبی را بهوجود آوردهاند. برای مثال، فراوانترین
کانی، یعنی کوارتز، ترکیبی از سیلیسیم و اکسیژن است.
شکلگیری کانیها
کانیها از پیوندهای گوناگون بین اتمها به وجود میآیند. تاکنون ۹۲
عنصر در طبیعت، شناسایی شدهاست. از بین این ۹۲ عنصر طبیعی، ۸ عنصر اکسیژن،
سیلیسیم، آلومینیوم، آهن، کلسیم، سدیم، پتاسیم، و منیزیم، حدود ۹۸٫۵٪ درصد
از کانیها را میسازند. از ترکیب شدن این عنصرها با هم، کانیهای گوناگون
بهوجود میآید. برای مثال، از ترکیب شدن اکسیژن با سیلیسیم، اکسید سیلیسیم SiO۲ یا کوارتز و از ترکیب شدن اکسیژن، سیلیسیم، منیزیم و آهن، الوین FeMgSiO۴ بهدست میآید.
کانیها علاوه بر این که از نظر ترکیب شیمیایی با هم تفاوت دارند، از
نظر شکل ظاهری، رنگ، اندازه و دیگر ویژگیها نیز تفاوتهای زیادی با هم
دارند. این تفاوتها به چگونگی شکلگیری آنها برمیگردد. برخی کانیها از
سرد شدن ماده مذاب بهدست میآیند، همه کانیهای سنگهای آذرین، مانند
کوارتز، فلدسپات، میکا و الوین، این گونه به وجود میآیند.
برخی دیگر از کانیها از سرد شدن بخار در سطح سنگها یا شکافهای موجود
در آنها به وجود میآیند. سرد شدن گاز گوگرد در قلههای آتشفشانی دماوند و تفتان،
نمونهای از این فرایند است. کانیهای دیگری از بخار شدن محلولهایی به
وجود میآیند که به اندازهٔ اشباع رسیدهاند. برای مثال، از بخار شدن آرام
دریاچههای مرکزی ایران، نمک و گچ به دست میآید.
برخی کانیها از واکنشهای شیمیایی یونها در آب به وجود میآیند. برای مثال، در دریاهای گرم، یون کلسیم +۲ Ca با یون کربنات -۲(CO۳) ترکیب میشود و کانی کلسیت CaCO۳
تهنشین میشود. برخی کانیها نیز پیامد تخریب شیمیایی کانیها دیگر
هستند. برای مثال، از تجزیه شیمیایی فلدسپاتها، کانیهای رستی (کانیهای
تشکیلدهنده خاک) بهوجود میآیند.
شناسایی کانیها
زمینشناسان برای شناسایی کانیها از روشهای گوناگونی، مانند: رنگ
شعله، طیف نوری، میکروسکوپهای پلاریزان، میکروسکوپ الکترونی و پرتو ایکس،
بهره میگیرند.
رنگ شعله: در این روش تکهای از کانی یا پودر آن را روی شعله نگه
میدارند و با دستگاهی به آن میدمند. با تغییر رنگی که در شعله پدید
میآید، میتوان برخی از کانیها را شناسایی کرد. سدیم رنگ زرد، پتاسیم رنگ
نارنجی، منیزیم رنگ قرمز، کلسیم رنگ نارنجی، باریم رنگ سبز مایل به زرد و
مس رنگ سبز درخشان، بهوجود میآورد.
طیف نور: در این روش مقدار اندکی از یک کانی را در دستگاهی، که با جرقه
الکتریکی و در فشار زیاد کار میکند، قرار میدهند تا کانی بخار شود. در
این حالت، اتمهای عنصرهای سازندهٔ کانی، طول موج ویژهای تولید میکنند که
پس از عکس برداری میتوان با کمک آنها به عنصرهای سازنده کانی پیبرد.
میکروسکوپ پلاریزان: در این روش، ضخامت یک قطعه سنگ را که دارای
کانیهای گوناگون است، به اندازهای کم میکنند تا شفاف شود و نور از آن
بگذرد. سپس آن را زیر میکروسکوپ پلاریزان بررسی میکنند. اکنون از روی شکل
ظاهری، نوع شکستگی، ضریب شکست نور، رنگ و دیگر ویژگیها، کانی را شناسایی
میکنند.
میکروسکوپ الکترونی: لایه نازکی از کانی را با این میکروسکوپ مطالعه
میکننند. باریکه الکترونی به کانی برخورد میکند و بخشی از آن به کانی جذب
میشود که سایهای از کانی روی صفحهٔ ویژهای بهوجود میآورد. بررسی این
سایه از نظر شکل ظاهری، شکستگیها و ساختمان درونی کانی، به شناسایی کانی
میانجامد.
پرتو ایکس: این روش برای شناسایی کانیها، به ویژه کانیهایی که ترکیب
شیمیایی مشابهی دارند، بسیار کارآمد است. پرتوهای ایکس را به بلور کانی
میتابانند. بخشی از این پرتوها از کانی میگذرد و بخشی پس از برخورد با
ذرههایی که در گوشههای شبکه بلور کانی قرار دارند، بازتاب مییابد. با
برسی عکس به دستآمده از اثر این پرتوها بر فیلم عکاسی، میتوان کانی مورد
نظر را شناسایی کرد.
شناسایی کانیهای آشنا
تالک
به کمک ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی کانیها، میتوان به روشهای سادهتری برخی از کانیهای بسیار شناخته شده را شناسایی کرد.
شکل بلور:
اندازه بلورها ممکن است بسیار بزرگ یا بسیار کوچک باشد. در حالی که وزن
کانی بریل ممکن است تا ۲۰۰ تن هم برسید، برخی کانیها تنها با پرتوهای ایکس
دیده میشوند. شکل کانیها نیز بسیار گوناگون است. با وجود این، زاویههای
بین سطحهای مشابه در همه بلورهای یک کانی همواره یکسان است. برای مثال،
بلور نمک، چه بزرگ و چه کوچک، همواره مکعبی شکل است و بین سطحهای خود،
زاویهٔ ۹۰ درجه دارد.
سختی: دانشمند اتریشی به نام فردریش موهس(۱۸۳۹-۱۷۷۳) مقیاسی برای درجه سختی کانیها وضع کرد. مقیاس او از درجه یک برای تالک به عنوان نرمترین کانی تا درجه ۱۰ برای الماس به عنوان سختترین کانی است. بر اساس این مقیاس، سختی ناخن انسان، ۵٫۲، سکه مسی ۵٫۳ و چاقوی فولادی قلمتراش، ۵٫۵ است. اگر در اثر کشیدن این اجسام بر سطح کانی، در آن خراش ایجاد شود، یعنی سختی آنها از کانی بیشتر است و برعکس.
رَخ یا کلیواژ: رخ به شکستگی کانیها در راستای سطح صاف، پس از وارد شدن ضربهای شدید، مانند ضربه چکش، گفته میشود. میکا در یک جهت میشکند و ورقهورقه میشود؛ کوارتز خورد میشود؛ نمک خوراکی رخ سهجهتی قائم و کلسیت رخ سهجهتی غیر قائم دارد.
رنگ: برخی کانیها همیشه به یک رنگ دیده میشوند. برای مثال، طلا همواره زرد، گرافیت
همیشه سیاه و مالاکیت (Malachite) به رنگ سبز فیروزهای است. رنگ را باید
در سطحی که به تازگی شکسته شدهاست، مشاهده کرد. زیرا هوازدگی رنگ سطح رویی
را تغییر میدهد.
اثر بر چینی بدون لعاب: در این روش کانی را بر چینی بدون لعاب مانند
پشت نعلبکی بخشی که لعاب ندارد، میکشند تا لایه نازکی از آن بر سطح چینی
بماند. کانیهای نافلزی اثری بیرنگ یا به رنگ روشن دارند و کانیهای فلزی
رنگهای تیرهتری پدید میآورند. برای مثال، کانی زرد رنگ پیریت، رنگ سیاه برجای میگذارد و اثر هماتیت، که بیشتر به رنگ خاکستری و ساه است، قرمز-قهوهای دیده میشود.
جلا: جلا یا درخشندگی سطح کانی نیز در شناسایی آن سودمند است. کانیهای
فلزی نور را به خوبی باز میتابانند و به اصطلاح جلای فلزی دارند. هالیت و کوارتز، جلای شیشهای و اوپال و اسفالریت، جلای صمغی دارند.
چگالی (جرم حجمی): برای بدست آوردن چگالی کانیها، جرم آنها را با
ترازو و حجم را با استوانه درجهبندی شده دارای آب، اندازه میگیرند تا با
تقسیم کردن جرم بر حجم، چگالی کانی بهدست آید. چگالی بیشتر کانیهای سیلیکاتی،
که بخشی زیادی از پوسته زمین را میسازند، حدود ۵٫۲ تا ۵٫۳ گرم بر
سانتیمترمکعب است. کانیهایی که در ساختمان خود عنصرهای سنگینی مانند سرب و باریم دارند، دارای چگالی بالایی هستند. برای مثال، چگالی گالن (PbS)، حدود ۵٫۷ گرم بر سانتیمترمکعب است.
نامگذاری کانیها
بیشتر کانیها نامهای کهن گرفته شده از واژگان یونانی و رومی را
دارند. برخی کانیها نیز به نام کاشفشان یا برای قدردانی از کوششهای
دانشمندان بزرگ نامگذاری شدهاند. به طور کلی نام کانیها به روشهای زیر
برگزیده شدهاست:
نام برخی کانیها بسیار کهن است و هنوز دلیل نامیده شدن به چنین نامهایی را به درستی نمیدانیم؛ مانند کوارتز.
گرفته شده از نام کاشفشان کانیها: مانند کانی کوولیت که از نام کوولی، کانیشناس ایتالیایی گرفته شدهاست.
نام جایی که نخستین بار کانی در آنجا پیدا شدهاست: مانند آرگونیت از آرگون در اسپانیا.
برخی کانیها نامهای افسانهای دارند: مانند مارتیت از مارس (خدای جنگ) گرفته شدهاست.
ترکیب شیمیایی: مانند کانی سیدریت که از سیدروس به معنای آهن گرفته شدهاست.
ویژگیهای فیزیکی: مانند کانی باریت که از باروس به معنای سنگین گرفته شدهاست.
نوع کاربرد کانی: مانند کانی نفریت که از نفرون به معنی کلیهها گرفته شدهاست زیرا این کانی برای درمان آسیبهای کلیه سودمند است.
رنگ: مانند کانی الوین به معنای کانی سبز زیتونی.
برخی کانیها نامهای محلی دارند که اکنون جنبه جهانی پیدا کردهاست: مانند کرندوم و سافیر که نام هندی این کانیها است.
این کانی در سال ۱۹۵۸ میلادی کشف شد و به افتخار دانشمندایرانی، پورسینا، نامگذاری شد. پورسینا نخستین طبقهبندی کانیها را در کتاب شفا آوردهاست.
تالمسیت (Talmessite)
آرسنات آبدار کلسیم، منیزیم و باریم.
این کانی را باریان و هرپن در سال ۱۹۶۰ در معدن قدیمی تالمسی در کنار روستایی به همین نام در انارکیزد کشف کردند و نام این معدن را بر آن گذاشتند. این کانی ویژگی فلوئورسان دارد و رنگ آن بیرنگ تا سبز میشود.
ایرانیت (Iranite)
کرومات سرب آبدار.
این کانی را باریان و هرپن در سال ۱۹۶۳ در یکی از معدنهای قدیمی سهبرز در شمال غربی انارک کشف کردند و نام ایرانیت را بر آن نهادند. این کانی زرد زعفرانی و دارای جلای شیشهای، در پیرامون نایبندان نیز یافت میشود.
این کانی را ادیب و اتمان در سال ۱۹۷۰ میلادی در معدن قدیمی خونی در
شمال انارک کشف کردند. این کانی، به کانی ایرانیت شباهت زیادی دارد، اما
رنگ زرد آن به قهوهای گرایش دارد.
انارکیت (Anarakite)
کلریدِ بازیِ روی و مس.
این کانی را ادیب و اتمان در سال ۱۹۷۲ در انارک کشف کردند و نام همین بخش را بر این کانی سبز رنگ نهادند.
خادمیت (Khademite)
سولفاتِ بازی و آبدار آلومینیوم.
این کانی را باریان، برتلون و صدرزاده در ساغند یزد کشف کردند و به افتخار نصرالله خادم، ریاست آن زمان سازمان زمینشناسی ایران، نامگذاری کردند.
طبقهبندی
تا به
حال بیش از ۲۲۰۰ کانی مختلف شناسایی شده است. بسته به خواص فیزیکی و
شیمیایی کانی ها آن ها را به ۹ دسته ی زیر تقسیم بندی می کنند. (هشت دسته ی
اول کانی های غیر سیلیکاته اند.):
۱) عناصر طبیعی (Native): مانند مس (Cu)، الماس (C)، طلا (Au)، پلاتین (Pt) و گرافیت (C)
۲) اکسیدات ها، هیدروکسید ها و هیدرات ها: مانند هماتیت (Fe2O3) و گوتیت (FeOOH)
3) سولفید ها و سولفور ها: مانند اسفالریت (ZnS)، گالن (PbS) و کالکوپیریت (CuFeS2)
4) کربنات ها، نیترات ها و بورات ها: مانند کلسیت (CaCO3)، دولومیت (2(CaMg(CO3) و کلمانیت (CaB2BO4(OH)3.H2O)
5) سولفات ها: مانند سلستین (SrSO4) و انیدریت (CaSO4)
6) کرومات ها، مولیبدات ها و ولفرامات ها: مانند کرومیت (FeCu2O4)، ولفینیت (PbMoO4) و شئلیت (CaWO4)
7) فسفات ها، ارسنات ها و وانادات ها: مانند آپاتیت ((Ca5(PO4)۳(F,OH,Cl)
8) هالوژن ها (کلرید ها، یدید ها و فلوئورید ها): مانند نمک طعام یا هالیت (NaCl) و فلورین (CuF2)
9) سیلیکات ها: مانند اولیوین (Mg,Fe)2SiO4))، اسفن یا تیتانیت ((CaTi(SiO4)(O,OH,F)، بریل (Al2Be3)(Si6O18) و کوارتز (SiO2)
طبقهبندی کانیها ممکن است برپایه چگونگی شکلگیری آنها انجام شود. بر
این اساس، آنها را به کانیهای آذرین، رسوبی و دگرگونی طبقهبندی
میکنند. روش دیگر برای طبقهبندی کانیها، توجه به ترکیب شیمیایی آنها
است که در این جا مورد توجهاست.
ترکیبی از گوگرد با یک فلز هستند. بیش از ۲۰۰ نوع سولفید در طبیعت پیدا شده که گالن، پیریت، اسفالریت و کالکوسیت از آن جملهاند.
اکسیدها
این کانیها از ترکیب شدن اکسیژن با یک فلز به دست میآیند. مانند: هماتیت، مانیتیت، لیمونیت و کورندوم از این دستهاند.
عنصرها
از بین همه عنصرهایی که در زمین پیدا میشود، فقط حدود ۲۰ عنصر به صورت خالص میتواند سازندهٔ کانی باشند. طلا، نقره، مس، کربن و گوگرد از این دستهاند.
کاربرد کانیها
کانیها در آغاز به همان صورت که از پوستهٔ زمین
بهدست میآمدند، به کار میرفتند. برخی از این کانیها که بلورهای ظریف و
پایدار در برابر فرسایش داشتند، پس از صیقلکاری و تراش خوردن، به عنوان
آرایش به کار میرفتند. به این کانیها، سنگهای قیمتی یا جواهر میگوییم. الماس، فیروزه، یاقوت کبود، زمرد، زبرجد، لعل، چشم گربه، عقیق، مروارید، و دُرّ کوهی از مهمترین کانیهای گرانبها هستند.
امروزه بیش از ۴۰ نوع کانی و صدها ترکیبی که از آنها بهدست میآید، در
صنعت کاربرد دارند. در ادامه به برخی از این کاربردها اشاره میشود:
سختی
را میتوان به صورت مقاومت کانی در برابر خراشیده شدن تعریف کرد. در کانی
شناسی ، سختی یک جسم را با جسم دیگر میسنجند. طبق تعریف اگر جسمی ، جسم
دیگر را مخطط کند از آن سخت تر است. برای سنجش سختی کانیهای مختلف 10 کانی
را به عنوان مبنای سختی انتخاب کردهاند و سختی سایر کانیها را نسبت به
آنها میسنجند. این مقیاس به نام مقیاس موس معروف است.
دانشمند اتریشی به نام فردریش موهس(1839-1773) مقیاسی برای درجهی سختی
کانیها وضع کرد. مقیاس او از درجهی یک برای تالک(نرمترین کانی) تا
درجهی 10 برای الماس (سختترین کانی) است. بر اساس
این مقیاس، سختی ناخن انسان، 5/2، سکهی مسی 5/3 و چاقوی فولادی قلمتراش،
5/5 است. اکنون با توجه با این که در اثر کشیدن این چیزها بر سطح کانی، در آن خراش ایجاد میشود یا نه، سختی کانی را اندازه میگیرند و با توجه با سختی، کانیرا شناسایی میکنند.
کلیواژ
برخی
از بلورها در امتدادهای بخصوصی به آسانی و به صورت سطوح صاف شکسته
میشوند. این سطوح به نام سطوح رخ یا کلیواژ خوانده میشود. باید توجه داشت
که سهولت شکستن کلیواژ در کانیهای مختلف متفاوت است و حتی ممکن است یک
کانی دارای امتداد کلیواژهای مختلف باشد. میکا در یک جهت میشکند و ورقه ورقه می شود؛ کوارتز خورد میشود؛ نمکخوراکی رخ سه جهتی قائم و کلسیت رخ سه جهتی غیر قائم دارد.
جرم مخصوص
جرم
مخصوص به علت ناخالصیهای موجود در کانی ثابت نیست و همیشه مقدار آن بین
دو حد در نظر گرفته میشود. جرم مخصوص یکی از مشخصات مهمی است که توسط آن
میتوان نوع کانی را مشخص کرد. برای به دست آوردن چگالی کانیها، جرم آنها
را با ترازو و حجم را با استوانهی درجهبندی شده دارای آب، اندازه
میگیرند تا با تقسیم کردن جرم بر حجم، چگالی کانی به دست آید. چگالی بیشتر کانیهای سیلیکاتی، که بخشی زیادی از پوستهی زمین را میسازند، حدود 5/2 تا 5/3 گرم بر سانتیمتر مکعب است. کانیهایی
که در ساختمان خود عنصرهای سنگینی مانند سرب و باریوم دارند، دارای چگالی
بالایی هستند. برای مثال، چگالی گالن(PbS)، حدود 5/7 گرم بر سانتیمتر مکعب
است.
شکل بلور
اندازهی بلورها ممکن است بسیار بزرگ یا بسیار کوچک باشد. در حالی که وزن کانی بریل ممکن است تا 200 تن هم برسید، برخی کانیها تنها با پرتوهای ایکس دیده میشوند. شکل کانیها نیز بسیار گوناگون است. با وجود این، زاویههای بین سطحهای مشابه در همهی بلورهای یک کانی همواره یکسان است. برای مثال، بلور نمک، چه بزرگ و چه کوچک، همواره مکعبی شکل است و بین سطحهای خود، زاویه 90 درجه دارد.
رنگ
رنگ
کانیها معمولا خیلی متغیر است و بسته به عوامل فیزیکی و شیمیایی در حد
وسیعی تغییر میکند. بطوری که نمیتوان آن را جز مشخصههای اصلی در نظر
گرفت. ولی رنگ خاکه کانی یعنی رنگی که در اثر مالش آن با یک صفحه چنین حاصل
میشود، نسبتا ثابت تر است و در خیلی موارد به شناسایی کانی کمک
میکند.برخی کانیها همیشه به یک رنگ دیده میشوند.
برای مثال، طلا همواره زرد، مالاکیت، گرافیت همیشه سیاه و مالاکیت به رنگ
سبز فیروزهای است. رنگ را باید در سحی که به تازگی شکسته شده است، مشاهده
کرد. زیرا هوازدگی رنگ سطح رویی را تغییر میدهد.
جلا
اشعهای
که در سطح کانی منعکس میشود منظره ویژهای به آن میدهد که به نام جلای
کانی خوانده میشود. جلای کانی به خواص سطح و قدرت جذب آن بستگی دارد و به
انواع فلزی ، الماسی ، شیشهای ، صمغی ، مومی ، صدفی ، چرب و ابریشمی تقسیم
میشود. جلو یا درخشندگی سطح کانی نیز در شناسایی آن سودمند است. کانیهای
فلزی نور را بهخوبی بازمیتابانند و به اصطلاح جلای فلزی دارند. هالیت و
کوارتز، جلای شیشهای و اوپال و اسفالریت، جلای صمغی دارند.
اثر بر چینی بدون لعاب
در این روش کانی را بر چینی بدون لعاب( پشت نعلبکی بخشی که لعاب ندارد) میکشند تا لایهی نازکی از آن بر سطح چینی بماند. کانیهای نافلزی اثر بیرنگ یا به رنگ روشن دارند و کانیهای فلزی رنگهای تیرهتری پدید میآورند. برای مثال، کانی زرد رنگ پیریت، رنگ سیاه برجای میگذارد و اثر هماتیت، که بیشتر به رنگ خاکستری و ساه است، قرمز قهوهای دیده میشود.
خواص مغناطیسی
بعضی از کانیها دارای خواص آهنربایی طبیعیاند که کمک موثری در شناسایی آنها بشمار میرود.
خواص شیمیایی از
خواص شیمیایی کانیها نیز میتوان برای شناسایی آنها استفاده کرد. از جمله
این خواص میتوان قابلیت انحلال کانی در آب و محلولهای شیمیایی ، تشکیل
املاح با اسیدها و بازها و ... نام برد.
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 21:45 توسط reza
|
ایزومتریک
سبز تیره
رنگ خاکه : خاکستری
سختی : 7.5-8
جلا : شیشه ایی
چگالی : 4.55
اگرگات : بلورهای هشت وجهی شیار دار
ژنز: کانی کمیابی است و در پگماتیت های گرانیتی در ذخایر روی و نیز بصورت یک کانی دگرگونی در سنگ های آهکی بلورین
از نام دانشمندی به نام گان گرفته شده است.
azurite
برای دیدن عکس های بیشتر از کانی ها به ادامهی مطلب مراجعه شود
:
عواملي كه منجر به مرگ، صدمات جدي و يا معلول شدن معدنچيان شدهاند،
ميتوانند ريشه در مسائل بهداشتي هم داشته باشند از جمله اين عوامل ميتوان
به استرس و تنش، گرد و غبار، گازهاي معدن و سر و صدا و غيره اشاره كرد كه
تأثير آهسته و كند آنها در ابتداي كار قابل تشخيص نيست و قرباني به تدريج
خود را با سيستم شنوايي و تنفسي معيوب يا بينايي وفق ميدهد، بنابراين
مادامي كه اين صدمات پيشرفت نكرده و يا ديد و سيستم شنوايي وي توسط پزشك
معاينه نشده است، خود بيمار متوجه نخواهد شد. در تمام موارد، صدمات وارده
قابل جبران نيست و در مورد خسارات ناشي از گرد و غبار حتي اگر محل كار
بيمار از محيط پرگرد و غبار تغيير كند ممكن است وضعيت بدتر هم بشود بطور
مثال ميتوان سرطان ريه، مزوتليوما، سرطان مثانه، بيماري لوسمي، سرطان خون،
تالكوز، برونشيت مزمن، اختلالات دستگاه عصبي، نارسايي كليه، صدمه ديدن
عملكرد دستگاه توليد مثل در مردان و غيره را نام برد كه مصداق كارگراني
ميباشد كه با تالك، آزبست يا پنبه نسوز، سرب، گرد ذرات زغال سنگ و در
معرض گرد و غبار و غيره قرار دارند.
بيماريهاي
ذكر شده كه به عبارتي ميتوان آنها را بيماريهاي شغلي نام نهاد معمولاًكمتر
از واقع تشخيص داده ميشوند و گاهي اوقات اغلب آنها از نظر باليني و
آزمايشگاهي با ساير بيماريهاي مزمن كه علتهاي غيرشغلي دارند، قابل تفكيك
نيستند. مثلاً سرطان ريهاي كه در اثر آزبستوز (پنبه نسوز) ايجاد ميشوند از
نظر باليني و از نظر آسيب شناسي كاملاً شبيه سرطان ريهاي است كه در اثر
سيگار ايجاد شده است ودر برخي موارد نادر رابطه ي بين تماس شغلي و بيماري
ايجاد شده را ميتوان از روي علائم باليني تشخيص داد. بالاخره تشخيص كمتر از
واقع بيماريهاي شغلي، منعكس كننده لزوم برگزاري بيشتر دورههاي آموزشي
بهداشتي در زمينه طب شغلي است.
بنابراين
يكي از مسائلي كه پزشكان با آن روبه رو هستند تشخيص صحيح بيماريهاي ناشي
از آلودگيهاي معادن در معدنچيان ميباشد كه اين تشخيص نه تنها به درمان و
در صورت نياز، جبران خسارت بيماران مربوطه كمك ميكند بلكه هشداري است به
مقامات بهداشتي براي پيشگيري از بروز بيماريهاي مشابه در بيماراني كه در
تماس با همان ماده قرار دارند.
انواع بيماريهاي مرتبط با معدن و معدنكاري
در
اثر تماس با مواد شيميائي و ارتعاش حاصل از انفجار و گازهای موجود در
معادن بيش از سي نوع بيماري در بخشهاي مختلف بدن انسان به وجود ميآيد كه
هر يك از آنها عواقب خطرناك مخصوص به خود را دارا مي باشند كه بعضي از آنها
به عنوان نمونه در ذيل بيان می گردد:
الف- بيماريهاي ايجاد شده در بخش مغز و اعصاب
نام بيماريها: اختلالات ذهني، عدم تعادل،اختلال در راه رفتن، در تكلم، محدود شدن ميدان بينايي- (كاهش سيستم دفاعي بدن( - پارکينسون (رعشه)- اختلالات دستگاه عصبي
عوامل رواني زيان آور محيط كار
- بطور كلي استرس بزرگترين قاتل
انسان ها است. زندگي بدون استرس وجود ندارد و از آن نمي توان پرهيز كرد .
يعني اينكه استرس بد است ولي الزاماً مضر نيست ولي مي توان آن را تا حد
زيادي كنترل نمود و براي اين منظور بايد آن را شناخت.
- اجتماعي (پرخاشگري، عملكرد پايين، غير قابل تحمل شدن، تنها گزيني و...)
- رفتاري (افزايش مصرف دارو، بروز رفتارهاي جرقه اي، بد خوابي، شلختگي و ...)
ماهيت
كار، فرهنگ سازماني، انتظارات، امنيت شغلي، ارزيابي ها، حقوق و مزايا،
ارتباط كار/ خانه، ترفيع و ارتقاء، محل كار، كار شيفتي، زمان بندي كار،
ارزش فرد، گروه بندي ها، تبعيض، عدم پشتيباني ها، اضافه كار، رئيس ضعيف،
رئيس كم كار، رئيس بي تفاوت، رئيس خود محور، رئيس غايب، رئيس ناوارد، رئيس
پركار، رئيس پر توقع و...
اگر
در این جزوه در خصوص استرس بیشتر گفته شد دلیل آن این است سر منشع اکثر
بیماریها استرس است هر چند بیماری در معدن بوجود خواهد آمد ولی استرس آن را
زودتر بروز خواهد داد.
ب- بيماريهاي ايجاد شده در بخش گوارشي
- نام بيماريها: اختلال در جويدن و بلع - كرامپ و درد شكم، اسهال
ج- بيماريهاي ايجاد شده در بخش دستگاه تنفسي
- نام بيماريها:
برنشيت و پنوموني(ذات الريه) و آسم (التهاب مجاري تنفسي)- تنگي برونشها
(گرفتگي راههاي تنفسي)- خيز ريوي (تورم راههاي تنفسي)- سرطان ريه -
انسداد مزمن راههاي هوايي- التهاب مجراي تنفسي فوقاني(بيني)
د- بيماريهاي ايجاد شده در بخش گردش و تصفيه خون و عروق
- نام بيماريها: هيپوكسي(Hypoxemia) - آرتريواسكلروتيك قلب، كم خوني و هموگلوبينوپاتي، انسداد مزمن ريوي، ترومبوآمبوليسم- اختلال دستگاه قلب عروق و دستگاه عصبي- كم خوني آپلاستيك(كم خوني كه منشأ مغز استخوان دارد)- لوسمي يا سرطان خون